نازنینا ما به پایت نوجوانی داده ایم
حالم خوش است . دارم رو مقوا پشه های رنگ و وارنگ می کشم . پولی می دود و چند ثانیه یک بار هوار می زند : عزیزم ...!
سوم ب در چند قدمی من است .
اینجا راهنمایی است …
نمی نویسم ، می ترسم حال خوشم خراب شود .
بی خیال ، سوم ب در چند قدمی من است ....
فال می گیرم ، برای دل خودم :
اگر آن طایر قدسی ز درم باز آید ، عمر بگذشته به پیرانه سرم باز آید.
عمر بگذشته...