• وبلاگ : شميم سبز
  • يادداشت : خراب نوشته
  • نظرات : 0 خصوصي ، 11 عمومي

  • نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     
    + هدي 

    دلم شكست
    پاسخ

    چشم

    خيره سري مي کند دل ما اين روز ها

    از آشفتگي گذشته

    پاسخ

    دلت خيره سري مي كنه از آشفتگي گذشته ،‏يعني چي؟ من نمي فهمم
    + vip 
    دست رو دلم نذار که خونه!!!!
    پاسخ

    دلم خوني است ، عين پرتقال او ...
    دست روي دلم نذااااااار .
    پاسخ

    نميذارم

    درود هموطن
    ::
    يه روز يه ترک اسمش ستار خان بود، شايد هم باقر خان.. ؛خيلي شجاع بود،

    خيلي نترس.. ؛ يکه و تنها از پس ارتش حکومت مرکزي براومدجونش رو گذاشت

    کف دستش و سرباز راه مشروطيت و آزادي شد،فداکاري

    کرد، براي ايران، براي من و توبراي اينکه ما يه روزي تو اين مملکت آزاد زندگي کنيم.
    ::
    بهم سر بزن
    ::
    خردنگهدارت


    سلام.

    خيلي قشنگ بود

    جمله ي آخرو يا ادبي کن يا عاميانه!يا "رو" رو تبديل کن به "بر"/يا "مگذار" را بکن "نذار"!

    پاسخ

    كردم ، مرسي .
    + نيکو 
    دوستت ندارم به اندازه ي اقيانوس، . چون يه روز به آخرش ميرسي . دوستت ندارم به اندازي خورشيد، . چون غروب ميکنه . دوستت دارم . به اندازي روت که هيچوقت کم نميشه
    پاسخ

    نظر لطف شماست !
    + llll 
    چشم ما روووووووووووشن!
    پاسخ

    براي چي؟

    من واقعا موندم تو كار شماها!! الان اينيد! فردا 30-40 ساله شيد چي ميشيد!! نابغه اي ميشيد!
    پاسخ

    گمون نمي كنم ،‏لااقل برا خودم.

    خيلي قشنگ بود....
    پاسخ

    ممنون


    قلبت که مي‌زند، سر من درد مي‌کند

    اين روزها سراسر من درد مي‌کند

    قلبت که ... نيمه‌ي چپ من تير مي‌کشد

    تب کرده، نيم ديگر من درد مي‌کند

    تحريک مي‌کند عصب چشم‌هام را

    چشمي که در برابر من درد مي‌کند

    شايد تو وصله‌ي تن من نيستي، چقدر

    جاي تو روي پيکر من درد مي‌کند

    هي سعي مي‌کنم که تو را کيميا کنم

    هي دست‌هاي مس‌گر من درد مي‌کند

    دير است پس چرا متولد نمي‌شوي؟!

    شعر تو روي دفتر من درد مي‌کند

    زنده يادنجمه زارع(اين شاعرش بودا! فکر کنم اين خانومه هم از تو قشنگ تر شعر مي گفته!)

    پاسخ

    آره